RSS 2.0

                      

وبلاگ برگ
شنبه
۱۳ تیر ۱۳۸۸

پرواز

چهارشنبه
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
نوشته شده توسط فریاد
نظرها: یک نظر

وقتی آسمان در بیکران چشمانش موج می‌زند،
وقتی شوق پریدن در آسمانِ خیالش پر می‌کشد،
گوشه‌ای کز می‌کند و لحظه‌ای چشم از تماشای افق برنمی‌دارد.
روح بیقرارش، لابه‌لای ابرهای پشت پنجره پرواز می‌کند.

شاید…
شاید دیگر پرواز کردن را از یاد برده باشد.
شاید…

***

وقتی سراپا شوق غوطه‌رو شدن در دریای ابرها می‌شود،
چه فرقی می‌کند اگر راه را بلد نیست؟
چه فرقی می‌کند اگر دیگر کسی همسنگ من دوستش نخواهد داشت؟
چه فرقی می‌کند اگر هر کوچه کمین‌گاه صیادی باشد؟
چه فرقی می‌کند اگر بال‌های یخ زده‌اش قدرت پرواز نداشته باشند؟

می‌دانم که فکر همه جایش را کرده بود.

می‌دانم که اهل اینجا نبود. اهل سرزمین باد بیقرار بود. بین درختانی که عکس گل خورشید روی تنه‌ها‌شان به یادگار مانده زندگی را آغاز کرده بود.

پرنده‌ی من، اگر پرواز نکند، می‌میرد.

وقتی که می‌رفت، نگاهش نکردم. تا اشک را گوشه‌ی چشمانم نبیند.

bird


آفتاب‌کاران جنگل

سه‌شنبه
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
نوشته شده توسط فریاد
نظرها: یک نظر

سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون

لبش خنده‌ی نور
دلش شعله‌ی شور
صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور

کوه‌ها لاله‌زارن
لاله‌ها بیدارن
تو کوه‌ها دارن گل گل گل آفتابو می‌کارن

goorestane khavaran

توی کوه زمستون
دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم
داره میاره
توی سینه‌اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره

***

به یاد شهیدای واقعی که حالا با تمام نیرو سعی می‌کنین هیچ اسمی ازشون نمونه. به یاد اونایی که حالا دیگه از استخوناشون هم می‌ترسین.

به یاد آفتاب‌کاران جنگل و به یاد گورستان خاوران که حالا حتی دیدنش هم گناهه.

دانلود آفتابکاران جنگل


جشن تولد برگ

چهارشنبه
۵ فروردین ۱۳۸۸
نوشته شده توسط فریاد
نظرها: ۳ نظر

امروز روز تولد برگ است. این روزها مثل قبل به اینجا وابسته نیستم. از طرف دیگر سرگرمی‌های زیاد این روزها هم وقت زیادی باقی نمی‌گذارد. به خاطر تحریم "اونوریا" و مشکلاتی که "اینوریا" درست می‌کنند بهای زیادی پرداختم. شاید قیمتی نداشته باشد ولی فکر می‌کنم باید به هر قیمتی ادامه داد. باید همینطوری که هست ادامه پیدا کند.

توصیه می‌کنم در روزهای شروع بهار این مطلب را که دقیقاً دو سال پیش نوشته شده ببینید.

* * *

ترانه‌ی My way از فرانک سیناترا. اگر به آهنگ‌های کلاسیک علاقه دارید، و البته اگر به youtube.com دسترسی دارید، می‌توانید این ترانه را اینجا "http://www.youtube.com/watch?v=tGfcf1acU1I" با صدای Elvis Presley در آخرین کنسرت او قبل از مرگش ببینید.

And now the end is near
So I face the final curtain
My friend, I’ll say it clear
Ill state my case of which I'm certain

I've lived a life that’s full
I’ve traveled each and every highway
And more, much more than this
I did it my way

Regrets, I’ve had a few
But then again, too few to mention
I did what I had to do
And saw it through without exception

I planned each charted course
Each careful step along the byway
Oh, and more, much more than this
I did it my way

Yes, there were times, I’m sure you know
When I bit off more than I could chew
But through it all when there was doubt
I ate it up and spit it out
I faced it all and I stood tall
And did it my way

I’ve loved, I’ve laughed and cried
I’ve had my fails, my share of losing
And now as tears subside
I find it all so amusing

To think I did all that
And may I say, not in a shy way
Oh, no, no not me
I did it my way

For what is a man, what has he got
If not himself, then he has not
To say the words he truly feels
And not the words he would reveal
The record shows I took the blows
And did it my way

این هم صفحه‌ی ویکیپدیا در مورد این ترانه.


copyright

نقشه‌ی سایت

برگ
bargweb.net - faryad@bargweb.net 2007 - 2008
برگ وبسایت شخصی فریاد.